سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
درب کنسرو بازکن برقی

ای که مرا خوانده ای ، راه نشانم بده
سلام این وبلاگ کاری ست از بروبچه های واحد فرهنگی مجتمع یاوران حضرت مهدی سلام الله علیه. مجتمع یاوران محل تجمع کسانی ست که دلشان هوای کوی یار می کند...

به نام آفریدگار مهر

آقا اجازه!

دوستان بهتر از آب روان سلام! مجتمع فرهنگی آموزشی یاوران حضرت مهدی «عجل الله تعالی فرجه الشریف» فضایی است جهت استفاده کسانی که می خواهند اردوهای فرهنگی آموزشی در قم برگزار کنند.

فضایی که در و دیوارش مزین شده به کلام نور، به القاب جانشین خداوند متعال

راستی!اگر دلتان هوای کوی یار کرد و خواستید از فضای مجتمع یاوران استفاده کنید می توانید با این شماره تماس بگیرید:02537254945

آدرس: قم، بلوار انتظار، نرسیده به جمکران، مجتمع فرهنگی آموزشی یاوران حضرت مهدی «عجل الله تعالی فرجه الشریف»


[ یادداشت ثابت - دوشنبه 92/9/5 ] [ 10:12 صبح ] [ مهدی یاوران ] [ نظر ]

خدا کند این روزها حال مادری خراب نشود...

حتما تا بحال شده که مادرت کمی مریض احوال شده باشد..

دیدی کسی را مادرش مریضی سختی گرفته باشد..

حتما دیدی که دیگر هیچ چیز این دنیا برایشان قشنگ نیست..

دیدی که به هیچ چیز شاد نمیشوند..

دیدی که هرچه میکنی لبخند به لبشان نمی آید...

دیدی که تنها امیدشان شفای مادر است..

دید که اطرافیان سعی می کنند اقلا... جلوی خانواده او.. شادی  نکنند..

و حرمت نگه دارند..

دیدی که خدای ناکرده...

اگر

مادری

با حال

خراب

از دنیا

کوچ کند...

فرزندان

چگونه می شوند..

مادری به مهربانی فاطمه.. کودکانی به لطافت حسنین..

حسین

از پای مادر جدا نمی شد..

فرشته ها به تسلایش آمدند..

علی.. حسین را بردار.. آسمان دارد می لرزد..


[ چهارشنبه 94/1/5 ] [ 11:10 صبح ] [ مهدی یاوران ] [ نظر ]

 

هر بار..

آخر سال که می شود..

فکر میکند به روزهایی که عاشقانه دوست داشت بیاید.. و فرزندانش را در آغوش بگیرد...

ولی ما نخواستیم..

هی فکر می کند..

هی فکر می کند....

کم کم..

فرشته ها می بینند...

شانه های پدر.. دارد تکان میخورد.. تکان .. تکان..

و با هر تکانی...

مشتی از گرد غربتش.. بر زمین میریزد...

و زمین.. عاشقانه... نشانه های محبوبش را. شکوفه میکند..

بالای درخت...

گل میکند...

بالای سبزه ها...

و بر دست میگیرد.. عطر یار را..

و ما.. گمان میکنیم

که بهار آمده است...

نه............

زیباترین فصل دنیا ..

پیشکش پدرانه مردی است..

 که هزار و اندی سال پیش گفته بود..

ما شما را فراموش نمیکنیم..

«إِنّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ، وَ لا ناسینَ لِذِکْرِکُمْ

لا اقل..

این روزها اگر..

زیبایی بهار .. در چشممان نشست.. روبروی زیباترین گل بایستیم .. و بگوییم:

اَلسَّلامُ عَلی رَبیعِ الاْنامِ وَنَضْرَةِ الاْیّامِ


[ سه شنبه 94/1/4 ] [ 10:1 صبح ] [ مهدی یاوران ] [ نظر ]

عزیز دلم.. میدانی که چقدررررر دوستت دارم..

میدانم

ولی دنیا جای زیبایی نیست برای عزیز دل من

میدانم

خیلی درد میکشی.. در جوانی .. در اوج جوانی.. سخت است زهرایم...

چرا لبخند میزنی؟..

امتحان ها ی من دشوار است ..

میدانم محبوبم.. میدانم..

تو میخواهی مرا بیازمایی به محبت خودت... ومن به عشق تو مدیونم..

زهرای من..

و خدا هرچه گفت.. تو لبخند زدی..

یَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَکِ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَکِ فَوَجَدَکِ لِمَا امْتَحَنَکِ

صَابِرَةً

اى آن که خدایى که تو را خلق کرد پیش از خلقت بیازمود و در آن آزمایش بر هر گونه بلا و مصیبت تو را شکیبا و بردبار یافت


[ سه شنبه 93/12/26 ] [ 11:9 صبح ] [ مهدی یاوران ] [ نظر ]

 

این درب،  "صراط" است!... طرفی آتش است و جهنم... طرفی کوثر است و بهشت!... میانه نداریم! تو کدام طرفی؟!!

(آتش آوردند که بیعت بگیرند... ولی... علی.. ولیّ زمان است .. فاطمه... ولایت مدار... نگذاشت!.

..
Image result for ?شهادت حضرت زهرا?‎

تمام زندگی اش یک جمله بود: "ما با ولایت زنده ایم"... تو چطور زندگی میکنی؟.. ولایت مدار؟ .. یا ولایت ندار؟)

یک روز علی(علیه اسلام)... سپرش را مهر(مهریه) فاطمه  کرد... یک روز ، فاطمه .. مهرش(محبت) را سپر علی!!...

فاطمیه اثبات غدیر است...و فاطمه... اثباتِ "علی مولا است"........

میشنوی؟... صدایی است از پشت در... فریادِ "یا مهدی" است... که بیاید... انتقام سیلی زهرا بگیرد... یاری اش میکنی؟!...

 


[ جمعه 93/12/15 ] [ 10:19 صبح ] [ مهدی یاوران ] [ نظر ]

نامه امام زمان(علیه السلام)به شیخ مفید    

دوست واقعی! اگر پیروان ما - که خدای آنان را در فرمانبرداریخویش توفیق ارزانی بدارد – به راستی در راه وفای به عهد و پیمانی که بر دوش دارند، همدل و یک صدابودند، هرگز خجستگی دیدار ما از آنان به تأخیر نمی   ‎افتاد
 و سعادت دیدار ما، دیداری بر اساس عرفان و اخلاص از آنان نسبت به ما، زودتر روزی آنان می‎گشت.

آی مردم ولایت مدار ایران زمین         

 

حضور پرشکوهتان در روز تولد انقلاب  ،نشانی بود از وفای به عهدی که با انقلاب بسته اید تمرینی برای حضوری یکدل و یکصدا، تمرینی برای فرمانبرداری و اطاعت از نائب امام زمان ولی فقیه و...

و چه زیبامی شد اگر این فرمانبرداری و وفای به عهد و همدلی را به تمامی عرصه های زندگی مان می کشاندیم تا روی دلگشای اماممان را زیارت می کردیم دیداری بر اساس عرفان و اخلاص...

إنَّهُم یَرَونَهُ بَعیدا وَ نَراهُ قَریبا...


[ چهارشنبه 93/11/22 ] [ 1:4 عصر ] [ مهدی یاوران ] [ نظر ]

به نام آفریدگار مهر

سلام آقای خوبم!

آقا اجازه!

 

مردی چنان.. مردی چنین..

تصدقت شوم، الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوت قلبم گردیدم، متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آیینه قلبم منقوش است. عزیزم  حقیقتا جای شما خالی است.... فقط برای تماشای شهر و دریا خیلی منظره خوش دارد.صد حیف که محبوب عزیزم همراهم نیست که این منظره عالی به دل بچسبد...، جای شما خیلی خیلی خالی است... تصدقت. قربانت؛ روح‌الله.

فکر کردی قربان صدقه رفتن مخصوص جوان های افاده ای این روزهای مملکت ماست؟! خیر جانم!!!

 محبت که اوج بگیرد از تک تک سلول های آدم می زند بیرون...

 زبان که جای خود دارد... باید دید این عشق های عمیق بادواااااااام.. از کجا نشات می گیرد که این چنین زیباست و دلبرانه... مردی به این عظمت و وسعت .. که یک ملت را روی دست می گرداند.. به کجا تکیه دارد که هنگام عاشقانه هایش.. از صدتای من و شما مجنون تر است...

 و هنگام استقامتش...

از یک ملت پایدار تر...

 چه کسی باورش می شود مردی که در عرصه خانواده چنین دل نازک و رقیق القلب است، در معرکه نبرد با دشمن چنان محکم و استوار باشد که بگوید من تا الان نتوانسته ام تصور بکنم که ترس چیست!مرد...

 همان مردی است که وقتی به نمایندگی آیه الله بروجردی می رود به دیدار شاه، به درب کاخ که می رسد، به نگهبان می گوید: «روح الله از طرف آیت الله العظمی بروجردی!» نگهبان می گوید: «باید از ماشین پیاده شوید». امام می فرماید: «پس برمی گردم.» نگهبان مجبور می شود که درب را باز کند.

 زمانی که داخل کاخ می شوند می نشینند روی صندلی شاه و  شاه که وارد می شود می بیند صندلی نیست! و مجبور می شود بایستد تا برایش صندلی بیاورند!!

آری امام مهربان رؤوف ما..  مردی است که وقتی در تبعید عراق است، رئیس سازمان امنیت عراق می آید به ملاقاتش و از او میخواهد که درمورد مسئله ای علیه شاه و به نفع آن‌ها موضع‌گیری کند، امام خیره خیره نگاه میکند در چشم بلندپایه ترین مقام امنیتی عراق و می گوید: هم شاه غلط می‌کند و هم شما غلط می‌کنید! بروید خودتان را اصلاح کنید!

یعنی آی دنیا!! من فقط از خدای خودم میترسم.. نه از احدی دیگر.. تکیه ما به جایی است که شما نمی بینید!.. یعنی تو باید بفهمی که دستان این مرد را.. مردی از جانب خدا گرفته است.. باید بفهمی که چشمان این مرد.. به لبان مبارکی دوخته شده است.. و این باور سخت است!.. آن قدر سخت که وقتی ظهر بیست و دوم بهمن ماه 1357 .. امام فرمان می دهد که به مردم بگویید بریزند در خیابان ها.. عالِمی گرانقدر به امام اصرار می کنند که نمی شود.. شاه دستور حکومت نظامی داده مردم را قتل عام می کند.

امام بر حرف خود تاکید می کنند. عالِم، مجددا از وحشی گری های حکومت می گوید.. امام همچنان بر حرف خود ایستاده اند.. و باز هم عالم.. و باز هم امام.. تا جایی که یک هو! عالِم چیزی می شنود که تمام بدنش یخ می کند!

 آبی بر آتش... خاموش می شود... دستش می لرزد... سرش را می اندازد پایین... می رود یک گوشه... کِز می کند... و هِی اطرافیان می پرسند: آقا چه شد؟ امام چیزی به شما گفت؟.. دعوایتان شد؟ ناراحت شدید؟...

و مدت ها می گذرد.. تا عالِم.. دهان باز کند.. و بگوید.. امام به من گفتند:

.. آقای فلانی..

 شاید این حکم

از طرف

امام زمان

باشد...

و اینگونه بود.. که انقلاب ما.. انجار نور شد..

و حالا حالاها مانده است تا ما بفهمیم .. چند جای این مملکت را... چند بار ... چند کجا.. امام زمان نگهداشته است!.. خیال نکنیم ایران اگر ایران است.. بخاطر گل وجود من و شماست..! خیر! به برکت شمیمی دیگر است.. قدر بدانیم.. که در راه نمانیم...

 


[ یکشنبه 93/11/12 ] [ 3:2 عصر ] [ مهدی یاوران ] [ نظر ]

خورشید که همیشه هست... همیشه می تابد    ...

حالا تو فکر کن؛ ...

یک عده کور دلِ احمق! .. بروند به جنگ خورشید!...  وَ نشانه بگیرند.. دقیق!...

بزنند به... به چه؟... به خورشید؟.. مگر میشود؟!... 

پای سنگ... به گَرد خورشید هم اگر برسد... ذوب میشود!... 

قضیه این است    !....

قضیه این است .. نور که همه جا را فرا بگیرد... خفاش ها نگران میشوند.... نگرانِ ظلمتشان    !... 

 چون... فقط!  در تاریکی است ... که همه خوابند... همه غافلند.. چیزی نمیفهمند.. اما...

و خفاش ها میتوانند بخورند و  بِدَرَند و بِبَرَند...

..  اما نور که بیاید.... چشم ها که باز شود..  همه چیز روشن میشود... و راه غارت بسته میشود!..  

نور.. همه را "بیدار" میکند..  پس ... خفاش ها چه کنند؟... که دنیا... "بیدار" نشود... با "اسلام"...؟!..

هر از چند گاهی ... سنگی پرتاب میکنند ... به خورشیدِ آسمانمان!! ... پیامبرمان... یا اماممان    .. 

آنها که کور خوانده اند اما؛.. ما یادمان نرود ..

که این جماعت..  از  "نور"...  میترسند!.. «اَلسَلامُ عَلی مَصابیحِ الدُجی»..آخرین نور... در راه است...

بیدار باشیم... در هجوم خفاش ها... تنهایش نگذاریم...!!!

یَرَونَهُ بَعیداً وَ نَراهُ قریباً..

 


[ سه شنبه 93/10/30 ] [ 10:11 صبح ] [ مهدی یاوران ] [ نظر ]

به نام آفریدگار مهر

سلام آقای خوبم!

آقا اجازه!

آهسته می گویم تا دلتنگی هایم دهان باز نکند،

آخر تازگی ها گوش دلتنگی هایم تیز شده و کافی است بفهمد دلم چقدر سنگینی می کند؛

آن وقت است که سر ناسازگاری بگذارد!

آهسته می گویم تا بغضم به لرزه نیفتد، آهسته می گویم تا پلک هایم خیس نشود؛

آقای هفت آسمان و زمین!

من آهسته می گویم که چرا شرم می کنم این واژگان را کنار هم بچینم، جمله کنم و اجازه دهم کسی جز شما بشنود.

تنها شما هستید که تا آخر حرف هایم را گوش می دهید، توی حرفم نمی دوید!

سر تکان نمی دهید، طعنه نمی زنید و در یک کلام، تحقیرم نمی کنید!

حرف هایم را راحت می توانم برای شما بگویم، حتی با دهان بسته، حتی با نگاه!

تنها شمایید که درددل هایم را تیز نمی کنید و روحم را نمی خراشید!

گناهانم زیاد شده و دیگر از دست قلبم کاری برنمی آید.

قلبم از دستم ناراحت است. بدهکاری ام به او زیاد شده!

می گوید توبه هایت را نسیه بردی.

بدی هایت سر به فلک گذاشته، دیگر توبه به تو نمی دهم!

به قلبم قول دادم قرض نمازهای نخوانده ام را به جا آورم، می گوید اول باید مرا پاک کنی،

مرا آرام کنی، قلبت که پاک شد، زباله هایش که کنار رفت، آن وقت خوبی و پاکی راحت می تواند در قلبت را به صدا دربیاورد!

نمی دانم روی کدامین جاده از زندگی پایم را کج گذاشته ام، پر کدامین خوبی را شکستم یا تنم به تن کدامین بدی خورد که به مقصد نمی رسم؟

باید کدامین مفاتیح را باز کنم؟

کدامین سوره را زیر لب زمزمه کنم؟

سجاده قلبم را رو به کدامین قبله پهن کنم؟

قامتم را با کدامین اذان پاکی ها ببندم و با آوای آسمان یکی کنم؟

بگذار یک بار هم دل من جمکران باشد.

گرچه تنگ است، دلگیر است و سیاه است اما به وسعت یک مهربانی جا دارد.

من آهسته گفتم؛

 

گاهی با نگاه، گاهی زیر لب اما لطفا شما بلند بشنوید.

خانم فاطمه بیگ زاده/ مجله امان، شماره 50


[ جمعه 93/10/19 ] [ 2:49 عصر ] [ مهدی یاوران ] [ نظر ]

به نام آفریدگار مهر

السلام علیک یا سیدی یا صاحب الزمان و رحمه الله و برکاته

آقا اجازه!

نظر مراجع تقلید در مورد توهین به مقدسات اهل سنت چیست؟

 

?رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی امام سید علی خامنه ای:

 

اهانت به نمادهای برادران اهل سنت از جمله اتهام زنی به همسر پیامبر اسلام حرام است.این موضوع شامل زنان همه پیامبران و به ویژه سید الانبیاء پیامبر اعظم حضرت محمد(صل الله علیه و آله و سلم) می شود." 

 

اهانت به مقدسات اهل سنت جایز نیست برحسب نظر مراجع

 

 لذا شرکت در مراسماتی با نام عید الزهرا که دل حضرتش را به درد می آورد در حکم شرکت در مجلس معصیت میباشد.?

______

?حضرت آیت الله مکارم شیرازی: هرگونه اهانت به مقدسات دیگران شرعا جایز نیست.

 

??حضرت آیت الله سیستانی: دشنام به مقدسات اهل سنت مغایر با آموزه های اهل بیت عصمت (علیهم السلام) به شیعیان و شاگردان خود است.

 

?حضرت آیت الله وحید خراسانی: نباید با اتباع مذاهب دیگر دشمنی کرد، نباید به مقدسات آنها توهین نمود، لعن و سبّ بزرگان آنها جایز نیست، زیرا موجب دور کردن آنها از اهل بیت و معارف آنها می‏شود.

 

?حضرت آیت الله جوادی آملی: سبّ صحابه، اهانت به مقدسات شیعه یا سنی، توهین و تحقیر ظالمانه نسبت به باورهای هرکدام از دو گروه، حرام و ایجاد اختلاف و روشن کردن آتش تفرقه و شقاق و تحطیم و هدم اساس وحدت امت اسلامی، گناهی بزرگ است.

 

??حضرت آیت الله نوری همدانی: جائز نیست.

 

??حضرت آیت الله موسوی اردبیلی: مومنین باید از کارهایی که موجب تشدید اختلاف به خصوص در شرایط فعلی و در مقابل کفر و الحاد می شود اجتناب کنند.

 

??حضرت آیت الله شبیری زنجانی: مومنین باید از انجام اموری که باعث تفرقه و اختلاف و تضعیف اسلام می شود اجتناب کنند. در صحیحه ابی بصیر از حضرت باقر علیه السلام نقل شده است إِنَّ رَجُلًا مِنْ تَمِیمٍ أَتَى النَّبِیَّ ص فَقَالَ أَوْصِنِی فَکَانَ فِیمَا أَوْصَاهُ أَنْ قَالَ لَا تَسُبُّوا النَّاسَ فَتَکْسِبُوا الْعَدَاوَةَ لَهُمْ.

 

??حضرت آیت الله محقق کابلی: از اهانت به مقدسات اهل سنت خودداری شود.

 

??حضرت آیت الله علوی گرگانی: اهانت به مقدسات اهل سنت جایز نیست.

 

??حضرت آیت الله العظمی مظاهری: اهانت به مقدسات و اعتقادات مسلمانان و ایجاد تفرقه میان صفوف پیروان پیامبر عظیم الشان صلی الله علیه و آله و سلم، عقلا و شرعا جایز نیست.

 

??حضرت آیت الله مدنی تبریزی: اسلام توهین به مقدسات هیچ یک از ادیان، به ویژه مذاهب اسلامی را جایز نمی داند و هر حرکتی که موجب اختلاف میان امت اسلامی و خسارت و ضرر مالی و جانی به مسلمانان گردد، حرام و خلاف شرع است.

 

?حضرت آیت الله هاشمی 

شاهرودی: هر عمل یا گفتاری که موجب فتنه و اختلاف بین مسلمانان شیعه و سنی شود، جایز نیست.


[ چهارشنبه 93/10/10 ] [ 8:40 عصر ] [ مهدی یاوران ] [ نظر ]
   1   2      >
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

وبلاگی است مهدوی پیرامون امام خوبان...
لینک دوستان
امکانات وب

رفتـــ 25


بازدید امروز: 7
بازدید دیروز: 52
کل بازدیدها: 47524